مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

38

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

فرمود : « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 1 » . يعنى : بخوانيد در انجام مطالب و برآوردن حاجات ، مرا ، تا اجابت كنم از براى شما . تو با خداى خود انداز كار و دل خوش دار * كه رحم اگر نكند مدّعى خدا بكند قوله : فمن ذّا الذي أمّلني لنوائبه فقطعته دونَها . يعنى : كيست آن چنان كسى كه آمد به نزد من و به درِ خانهء من آمد از براى دفع محن و صوادم و مهنِ وارده بر او ، پس قطع كرده باشم من او را در نزد آن بلايا و دفع بلايا از او نكرده باشم ؟ ! و كسى نيست كه به من پناه آورده باشد و من او را پناه نداده باشم ، پس اگر ديده شود كه كسى ملتجى به خداى تعالى شده و جناب اقدس الهى ، دفع بلا از او ننموده ، جزم بايست نمود كه او در دل ، پناه به خدا نياورده بود مگر به ظاهر و لسان و در حقيقت و در قلب ، توجّه التجايش به احدى از مخلوقين بوده است و يا اينكه در مقابل اضعاف آنچه وارد شده برو ، تلافى در عاجل و يا آجل مىنمايد . و استفهام در اين كلام ، مثل سابق حقيقى نيست ، بلكه انكارى است و به صورت استفهام درآورده‌اند از براى بيّنه برين كه با راست گفتارى و درست‌كردارى و دروغ و لغو مرتكب نشدن من [ را ] و با احاطهء علم من به هر شىء ، حتّى به التجاى عبد و قدرت تامّهء عامّهء من بر هر شىء و از اين جمله دفع بليّهء عبد است و با نبودن بخل و فتنه در من ، البتّه نيست جاى جزم به جزم نمودن ايشان ، به قطع كردن من آرزوهاى مردم را ، چنان كه بعضى عباد جزم مىكنند و متوسّل به غير من مىشوند ، بلكه منتها جاى شكّ است در جزم و اعتقاد بدِ ايشان و قابل استفهام باشد . قوله : و من ذا الذي رجاني لعظمتي فقطعت رجائه . يعنى : كيست آن چنان كسى كه اميدوار باشد از من و چشم به راه عنايت و فيض و انعام من داشته باشد از جهت بزرگوارى من ، پس ببرّم آرزوى او را از من ؟ ! و استفهام از براى انكار است ، يعنى : نيستم من قاطع اميدهاى مردم و تصوير كلام

--> ( 1 ) . غافر ( 40 ) : 60 .